ميرزا حسين خان

40

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )

انعام و سورهء فتح مىخوانديم به نيّت سلامتى و مراجعت مرحوم پدرم و اغلب من و ساير اولاد صغير خود را مىبرد در مكان خلوتى سر برهنه مىكرد . ما هم تبعيّت مىكرديم و از خدا فرج و سلامتى و مراجعت پدرم را مسئلت مىنموديم . مستوفيگرى ديوان بيگى بعد از سه سال توقّف مرحوم ديوان بيگى در طهران ، ميرزا زكى كاملا در كردستان مسلّط و والى چوب ذرّات « 1 » شد . مرحوم ديوان بيگى به خيال مراجعت افتاد . از طرف دولت مواجب مقطوعى را كه سيصد تومان بود و به اسم على اكبر خان والى برقرار كرده بود برگشت ، دويست تومان ديگر مرحوم مستوفى الممالك از بابت تفاوت عمل اضافه مواجب و كلجهء ترمه و منصب مستوفىگرى به مرحوم ديوان بيگى مرحمت شد و اين مواجبها را به موجب فرمانى كه الآن حاضر است از بابت ماليات املاكمان مقرّر شد حساب كنند و چيزى ندهيم . علاوه‌بر اينها مقرّر شد چون در مدّت توقّف سه سالهء طهران مرحوم ديوان بيگى متضرر شده ، در ايليّت مبلغ يك هزار و پانصد تومان به عوض خسارت مرحوم ديوان بيگى ، والى و ميرزا زكى به محلّات و دهات كردستان تقسيم كرده بپردازند . به موجب طومارى كه الآن در جعبهء من موجود است تنخواه مزبور را حوالهء دهات دادند و به مرحوم ديوان بيگى تحويل شد . درين مدّت خسارت خيلى به خانوادهء ما وارد شد و مبالغى هم مقروض شديم . [ 6 ب ] بازگشت ديوان بيگى در اواخر سنهء 1282 مرحوم ديوان بيگى از طهران مجلّل و محترم برگشت و اختصاص و بستگى به مرحوم مغفور ميرزا يوسف مستوفى الممالك به هم رساند . بنده بعد از اين اغلب وقايع را به خاطر دارم . از طرف شاه و اولياى دولت مسرور و منصور برگشته بود . املاك دوباره به تصرّف ما آمد . مستوفى الممالك مرحوم محرمانه سفارش نوشته بود كه والى و مرحوم ميرزا زكى جبران گذشته را براى

--> ( 1 ) . اصل : زرات .